دانلود رمان ببخشید انگاری اشتباه شد

[ad_1]

دانلود رمان ببخشید انگاری اشتباه شد

 

 دانلود رمان ببخشید انگاری اشتباه شد

دانلود رمان ببخشید انگاری اشتباه شد

نام رمان : ببخشید انگاری اشتباه شد

نویسنده : faeze najafi

خلاصه:

صهبا دختري كه سعي مي كنه جلوي احساسشو بگيره نسبت به كسي كه چندسال همه دنياش بود، ولي. . . 

 

قسمتی از داستان:

نميدونم ساعت چند بود كه از خواب بيدار شدم، أيينه چيز جديدي واسم نداشت، بازم همون جمله تكراري خودم:
به جهنم كه نيستي. . .
مگه مغول ها به قرن تمام حمله نكردن. . . !!!
مگه نگذشت. . . ؟؟؟
 نبودن توهم ميگذره. . .


هرروز صبح اينو با صداي بلند مي خونم تا شايد يه روز… فراموش كه نه ولي ديگه بهش فكر نكنم، بازم مثه هرروز لپتاپو روشن مي منم و ميرم فيسبوك… كارم همين شده بود… چرخيدن تو دنياي مجازي… من كه از دنياي واقعيش خيرينديدم، ببينم اين دنياي مجازي با ما چيكار مي كنه،
 همهش از يه لجبازي شروع شد، از يه كل كل يا به قول خودش حاضر جوابي… مامانم هميشه بهم مي گفت اين زبونت بالاخره كار دستت ميده، راست مي گفت بنده خدا…. گوشيم زنگ خورد وندا بود، وندا تنها دوستم تو دانشگاه بود، در واقع تنها كسي بود كه دركم مي كرد.
 _جانم؟؟؟

من دیدم رفتن تو با اون و رسید به گوشم حرفاتون
اینم از عکساتون آره دیدم که با هم خوبین و رفتم
خدا به همراتون ، دست حق باتون

تا فهمیدم که با اون شادی
گفتم برو آزادی
تو حذب بادی
خیلی سخت بود
ولی این دو روییا رو Mer30 یاد دادی

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان ببخشيد انگاري اشتباه شد | Faeze najafi کاربر انجمن

این پست 2 ساعت پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

[ad_1]

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

 

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

دانلود رمان باران عشق اختصاصی یک رمان

نام رمان : باران عشق

نویسنده : fati-d کاربر انجمن یک رمان

خلاصه رمان :

داستان درمورد دختری به اسم باران هست . ک یه دختره شر و شيطونه اما به وقتش لجباز و مغرور ‘باران خانم ما بعد از نتايج کنکور با دو تا دوسته صميميش تویه یه دانشگاه قبول ميشن. باران با یه پسر بنا به دلایلی برخورد میکنه نه داخل دانشگاه .اتفاقاتي تلخ و شيرين ک قراره واسه ی باران توی رمان بنویسم رو خودتون بخونيد

سخن نویسنده :

دوستان این رمانيه ک خودم دارم مينويسم لطفا تا آخر رمان بخونيد و قضاوت نکنید دوستای گل  بعضی چيزاش واقعیت هست ولی بیشتر تغییر دادم و تخیلی هم نوشتم ک خودتون ميخونيد وقتی تموم شد . امیدوارم خوشتون بیاد….

قسمت دانلود 

با پیوستن به کانال یک رمان از اخرین اخبار رمان ها مطلع شوید

https://telegram.me/yek_roman

 

 

این پست 1 ساعت پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی

[ad_1]

دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی

 

دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی

دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی

دانلود رمان بر فراز عشق و تاریکی بر فراز عشق و تاریکی، ادامه جلد یک مهبد یعنی داستان

جنگیدن چند انسان برای رسیدن به هدفهای والای زندگیشونه. در جلد یک شاهد زندگی

پسری به نام مهبد و فراز و نشیب های زندگی کودکان کار بودیم، و حالا مهبد پسری که کودک

کار بوده، بزرگ شده و میخواد قدمی برای کودکان کار برداره و از طرف دیگه، رایکا دختری که

گذشته ی سیاهی داشته ، خودش رو وابسته ی مهبدی می‌بینه که دل به دل رایکا داده! در

جلد دو خواهیم دید که، هدف های مهبد تنها به کودکان کار ختم نمی‌شه. مهبد در کنار تمام

اعضای خانوادش رنگ دیگه ای به این جامعه ی دچار تزلزل و بیرحم می‌زنن. بر فراز عشق و

تاریکی شرح تلاش های کودکانی امثال مهبده که بعد از کلی فراز و نشیب در کودکی و

زندگی،حالا رویای بزرگی در سر دارن و اونم سامان دهی به اوضاع کودکان کار به هر قیمتیه!

بازم میگم برای تقویت قلم ونویسندگان و رمان های بهتر در انجمن نگاه دانلود عضو بشید و رمان ها را نقد کنید

نام کتاب: رمان بر فراز عشق و تاریکی (جلد دوم مهبد)
قسمتی از داستان :

مهبد
نگاهم رو به تابلوی دفتر خانه نسبتا قدیمی با دیوارهای تازه رنگ شده سفید و ابی رنگ دوختم

و آب دهنم رو قورت دادم، مردد سرِجام ایستادم. قرار بود بعد از کلی صحبت و اتمام حجت کردن

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان تظاهر

[ad_1]

دانلود رمان تظاهر   خلاصه :دانلود رمان تظاهر درباره ی دختریست ازجنس احساس که عاشقانه می نویسد قصه زندگیش را . دختری به پاکی و سادگی عاشقانه اش . دختری که قلبی عاشق در سینه اش می تپد. سرنوشت اما داستانی غیر قابل باور برایش رقم می زند. شاید هم ، قرار است این عشق […]

نوشته دانلود رمان تظاهر اولین بار در یک رمان پدیدار شد.
دانلود رمان تظاهر

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان دختر زشت

[ad_1]

دانلود رمان دختر زشت

دانلود رمان دختر زشت

دانلود رمان دختر زشت

نام رمان : دختر زشت

نویسنده : شکیلا .ش

خلاصه:
آیما دختریه که خیلی سختی کشیده ،خیلی حرف شنیده، که باعث شده از جامعه دور بمونه..
اون برای خوشحال کردن خانوادش هر کاری می کنه که این باعث تغییر زندگیش می شه..این بین احساسات آیما هم هست، آیما عاشقه… حالا واقعا آیما عاشقه یا این احساس رو با عشق اشتباه گرفته؟! حالا ببینیم روزگار میخواد با آیمای ما چیکار کنه؟..پایان خوب

مقدمه

دختر زشت

خدایا!بشکن این آیینه ها را
که من از دیدن آیینه سیرم
مرا روی خوشی از زندگی نیست
ولی از زنده ماندن ناگزیرم
از آن روزی که دانستم سخن چیست
همه گفتند این دختر چه زشت است
کدامین مرد او را می پسندد
دریغا دختری بی سرنوشت است
چو در آیینه بینم روی خود را
در آید از درم غم با سپاهی
سیه روزی نصیبم کردی اما
نبخشیدی مرا چشم سیاهی
به هر جا پا نهم از شومی بخت
نگاه دلنوازی سوی من نیست
از این دلها که بخشیدی به مردم
یکی در حلقه گیسوی من نیست
مرا دل هست اما دلبری نیست
تنم دادی ولی جانم ندادی
به من حال پریشان دادی اما
سر زلف پریشانی ندادی
به هر جا ماهرویان رخ نمودند
نبردم توشه ای جز شرمساری
خزیدم گوشه ای سر در گریبان
به درگاه تو نالیدم به زاری
چو رخ پوشم ز بزم خوبرویان
همه گویند او مردم گریز است
نمی دانند زین درد گرانبار
فضای سینه من ناله خیز است
به هرجا هم گنانم حلقه بستند
نگینش دختری ناز آفرین بود
ز شرم روی نا زیبا در آ جمع
سر من لحظه ها بر آستین بود
چو مادر بیندم در خلوت غم
ز راه مهربانی می نوازد
ولی چشم غم آلودش گواه است
که در اندوه دختر می گدازد
به بام آفرینش جغد کورم
که در ویرانه هم نا آشنایم
نه آهنگی مرا تا نغمه خوانم
نه روشن دیده ای تا پر گشایم
خدایا!بشکن این آیینه ها را
که من از دیدن آیینه سیرم
مرا روی خوشی از زندگی نیست
ولی از زنده ماندن ناگزیرم
خداوندا خطا گفتم ببخشای
تو بر من سینه ای بی کینه دادی
مرا همراه رویی ناخوشایند
دلی روشن تر از آیینه دادی
مرا صورت پرستان خوار دارند
ولی سیرت پرستان می ستایند
به بزم پاک جانان چون نهم پای
در دل را به رویم می گشایند
میان سیرت و صورت خدایا
دل زیبا به از رخسار زیباست
به پاس سیرت زیبا کریما
دلم بر زشتی صورت شکیباست

مهدي سهيلي

 

قسمت دانلود

این پست 5 ساعت پیش توسط PARISA ارسال شده:

QR code

دیدگاه کاربران

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان تلاش بیهوده

[ad_1]

دختری به نام تپش در یکی از مناطق نسبتاً خوب شهر کرج زندگی می کند،زندگی اش پر از غم

است با رنگ هایی سیاه!نا امیدی در وجودش لانه کرده و تنهایی همراه او شده است.دختری

که ازنگاه مهربان مادر،لبخند پدر،غیرت برادر،دوستی خواهر و گرمی کانون خانواده فقط

اشکهایش را دارد و غم.دختری که به بدترین شکل ممکن خانواده اش را از دست داده

حالا با نگاه گرم پسری که از داخل مه های قلبش استوار نمایان شده آرامش به روحش

برمی گردد ولی تلاش می کند که عشق ساده اش را پنهان کند؛عاشق شدن این

دو نفر نشان می دهد عشق آنقدر هاهم سخت نیست تو فقط عاشق بشو،غرور خودش می رود.

تلاش بیهوده عشقی به سادگی زندگی را نمایان می کند ،باشد که از این عشق،درس آرامش آموخت.
*پایان خوش*

خسته و کوفته کوله ام رو روی شونه ام جابه جا کردم و با کلیدم در قهوه ای سوخته آپارتمانم

رو باز کردم. کفشهای مشکی و خاکی ساده ام رو توی جاکفشی گذاشتم.

وارد هال شدم و کوله مشکی سنگینم رو روی مبل های کهنه و دسته دوم شوت کردم.به اتاقم رفتم

و دکمه های مانتوم رو تند تند باز کردم و روی تخت یه نفره اتاقم انداختم،زیر سارافنی

آستین کوتاه مشکیمو در آوردم و یه تیشرت مشکی

پوشیدم؛شلوار مشکی دمپا گشادمم در آوردم و به جاش یه شلوارک مشکی تا روی زانو پوشیدم.

مانتوم وشلواروشال مشکیم رو روی چوب لباسی آویزون کردم وتوی کمد چوبی قهوه ای تیره ام گذاشتم،

رفتم و از روی مبل های مشکی رنگم کوله ی کهنه ام روبرداشتم وگذاشتمش گوشه اتاقم،ازبی نظمی متنفر

بودم.

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان آن شب سیاه

[ad_1]

دانلود رمان آن شب سیاه

 

دانلود رمان آن شب سیاه

دانلود رمان آن شب سیاه

خلاصه:دانلود رمان آن شب سیاه شهناز دختری ساده و روستایی دل به پسر عمه خود رضا می‌بندد و پنهانی با او دوست می شود، رضا که به شهناز علاقه شدیدی دارد در خواست دوستی شهناز را قبول می کند. بعد از چند ماه شهناز و رضا نامزد می‌شوند اما با سرد شدن رضا و حضور پررنگ شخصی دیگر در زندگی شهناز، همه چیز بهم می‌ریزد.
اسامی همه مستعار می‌باشد.

سلام عزیزان

پر از عطشم، مرا تو دریایی کن
سرشار از احساس و تماشایی کن
هر چند که ما بدیم و پیمان شکنیم
ای خوب بیا دوباره آقایی کن

میلاد اقا امام زمان .منجی بشریت به تمامی دوستداران ایشان تبریک عرض میکنم

“رمان درحال پیشرفت”
نام رمان: آن شب سیاه

قسمتی از داستان :

به بیرون نگاهی انداختم. ماه سفید درست وسط آسمون بود و ابرهای بی رنگی دورش رو گرفته بودند. کوچه خلوت

خلوت بود وهیچ خبری نبود. پس کجاست؟ مائده نگاهی بهم انداخت و به بافتن شال صورتی رنگ ادامه داد:
– منتظر نباش. شَهره. امشب نمیاد.
پرده سفید رو انداختم و روی زمین نشستم. زانوهام رو در آغوش گرفتم و به مائده نگاه کردم. بی دغدغه، بی استرس.

همیشه همین طور بود. اهمیت نمی‌دادبه هیچ کس و هیچ چیزی،فقط خودش در اولویت قرار داشت.سرش رو بالا آوردوبه چشم هام خیره شد.زمزمه کرد:
– چته؟
رک گفتم:
– دلم براش تنگ شده.

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان مطرود

[ad_1]

دانلود رمان مطرود

 

دانلود رمان مطرود

دانلود رمان مطرود

خلاصه : دانلود رمان مطرود | curly کاربر انجمن نگاه دانلود . ده سال پیش،نادیای ۱۷ساله مغرور و متکبر شب ازدواجش، عروسی‌ اجباری‌اش را بهم می‌زند و آبروی خود و خانواده و همینطور خانواده خاله‌اش را می‌برد تنها به این دلیل که به شدت از پسرخاله چاق و بی عرضه‌اش متنفر است او را تحقیر کرده و ترک می‌کند و کیان با دلی شکسته رهسپار شهری دیگر می‌شود اما اوضاع تا همیشه اینطور باقی نمی‌ماند.
ده سال می‌گذرد.
نادیا زیباییش را از دست داده و به دختری افسرده و بدون قیافه تبدیل شده است،کیان باز می‌گردد اما این بار…

سوختم وآرزوهایم سوخت…
ادعا های بی عقلی ام سوخت…
منی دیگر به سان ققنوس متولد شد …
من عوض شدم،منی که رفتارم،دیگران راعوض کرد!…
حال درپیچ و خم زمانه گرفتار انتخابم…
میخواهم جایگاهم را پیدا کنم وپس بگیرم …
ولی…
نه به عنوان همان آدم قبلی،منِ جدید رامی گویم…
وقت بازگشت است…

“ممنونم از نازی بانوی عزیز بابت این دلنوشته زیبا”

 قسمتی از داستان :

حرصش را سر ورقه امتحانی پیش رویش خالی می‌کند و با فشار دادن خودکارش بر روی ورقه،کلمه “نیاز به تلاش بیشتر”را می نویسد.
دلش می‌خواهد کمی هم تحقیر چاشنی امضایش کند اما با یادآوری چهره معصومانه ساینا از این کار منصرف می‌شود.
او که گناهی ندارد،مقصر مادر و پدرهای این طفل معصوم‌ها هستند که سرشان گرم برنامه های اجتماعی و هزار کوفت زهرمار دیگر می‌شود و از بچه‌هایشان غافل می‌مانند.
بی حوصله خودکار را بر روی میز می‌اندازد و سرش را به مبل تکیه می‌دهد.

[ad_2]

لینک منبع

آموزش نویسندگی – نکات مهم در نویسندگی از زبان آلاله سلیمانی

[ad_1]

نکات مهم نویسندگی

نکات و عوامیل مهم آموزش نویسندگی از زبان آلاله سلیمانی
مولفه های مختلفی در نوشتن اهمیت دارد. به نظر من مهمترین مولفه، داشتن ذهنی خلاق است. به اصطلاح داشتن شهرزاد قصه گوی درون. اینکه با دیدن یک منظره، یک اتفاق، یک شخص خاص، حتی یک بو و در بیشتر موارد دیدن یک خواب، داستانی را به ذهن شما متبادر کند.

دومین مولفه عشق به نوشتن است. اینکه بتوانیم آن چیزی را که می خواهیم و در ذهن داریم، بنویسیم. این مرحله سخت است. شاید برای شما پیش آمده باشد که خوابی دیده اید و خیلی راحت آن را برای اطرافیانتان تعریف کرده اید، اما نوشتن فراتر از تعریف کردن است.

اینکه بتوانی روان بنویسی و منظورت را برسانی و اشکالات نوشتاری و مفهومی نداشته باشی، می تواند از شما شخصی بسازد که می تواند بنویسد. خب این فقط مرحله ی اول است و درنظر بگیریم که اینها را دارید. حالا باید اصول داستان نویسی را هم بلد باشید.

اینکه مولفه های داستان چیست، اینکه پلات چیست، استوری چیست، راوی یا زاویه ی دید کیست، نقطه ی فراز و فرود داستان کجاست، چطوری می شود تعلیق ایجاد کرد، چطوری داستان را شروع کنیم که مخاطب در قلاب گیر بیفتد و چطوری داستان را تمام کنیم که حرف و حدیثی درش نباشد و چه و چه

همه جزو مواردی است که باید بدانید. البته کسی که به صورت ذاتی می نویسد، ممکن است خیلی از این موارد را ناخودآگاه بداند و در داستان پیاده کند، ولی اینکه تا چه حد موفق شود، بعد از چاپ شدن و خواندن توسط مخاطبان و نقد داستان معلوم می شود.

شما هر تلاشی که قرار است بکنید و هر چه باید و نباید در این رابطه است را قبل از چاپ شدن اثرتان باید درنظر بگیرید. وقتی که کتابتان چاپ شد، دیگر دستی در آن ندارید و باید منتظر نظرات دیگران بنشینید و خودتان را برای هر نوع نقد منصفانه یا مغرضانه آماده کنید.
فقط اگر قرار باشد یک موضوع مهم را در پایان عرض کنم، اینست که به هیچ وجه، شعور مخاطب را دست کم نگیرید و به شعورشان احترام بگذارید و داستانی باورپذیر بنویسید. ناامید نشوید، همواره مطالعه کنید چه وطنی چه خارجی و تا می توانید در جلسات نقد داستان شرکت کنید و ذهنتان را پیشرفت دهید.

هر چقدر می نویسید، بنویسید ولی به نظرم قبل از سی سالگی چاپ نکنید. یک نوشته را بارها و بارها بازخوانی کنید و با صدای بلند برای خود و یا اطرافیانتان بخوانید.
امیدوارم موفق باشید.

تمام قسمت های آموزش نویسندگی

[ad_2]

لینک منبع

معرفی رمان خارجی | محبوبترین های امسال رو خریداری کنید

[ad_1]

معرفی رمان خارجی

سلام دوستان عزیز . امیدوارم حالتون خوب باشه . امروز قصد معرفی چند رمان خارجی پر طرفدار اخیر رو داریم . اکثر رمان هایی که در این مطلب به شما معرفی میشه رمان های محبوب جهانی و تقریبا همشون جایزه های بزرگی رو کسب کردن .

رمان غرور و تعصب

رمان عرور و تعصب

نویسنده: جین آستین

ناشر: نشر نی

مترجم: رضا رضایی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴

تعداد صفحات: ۴۵۰

قیمت: ۳۲٫۰۰۰تومان

 

غرور و تعصب محبوب‌ترین رمان جین آستین و یکی از معروف‌ترین رمان‌های تاریخ ادبیات جهان است. قهرمان داستان یکی از جذاب‌ترین قهرمانان در کل ادبیات به حساب می‌آید. در این رمان، بازیگوشی و انضباط، جنب‌وجوش و خویشتن‌داری، ارزش‌های رمانتیک و فضیلت‌های کلاسیک و بسیاری ویژگی‌های دیگر در تقابل و تعادل قرار گرفته‌اند. نهایتاً غرور جای خود را به سجایای والاتر می‌دهد و تعصب (یا پیش‌داوری) نیز در سیر داستان رنگ می‌بازد…

قسمتی از متن رمان غرور و تعصب :
حالم را خوب می کنند #کارمندانی که #حوصله دارند و لیست مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم تند تند #توضیح نمیدهند، صاف و پوست کنده #حالیت می کنند باید چکار کنی…
خوشم می آید از آقا و خانم #دکترهایی که موقع ورود مریض زیرچشمی به او نگاه نمی اندازند.
خوش و بش می کنند و #صمیمانه از #دردش می پرسند.
خوش خلقم می کنند راننده هایی که می ایستند و دست تکان می دهند تا تو از خیابان رد شوی.
با نشاطم می کنند آدم هایی که از شغل شان راضی اند و کارشان را مزخرف ترین #شغل هستی نمی دانند.
هیجان زده ام می کنند آدم هایی که برایت کاری می کنند، بی آنکه از آنها خواسته باشی.
حس خوبی دارم وقتی #رفیقی که کمتر همدیگر را می بینیم، راهش را دور می کند تا بیشتر با هم باشیم.
جانم در می رود برای #مادری که وقتی می رسم خانه و دلم غذای دلخواهم را می خواهد، #کتلت های سرخ شده را توی سس گوجه فرنگی غلت میدهد.
خوشم می آید از رفیق شفیقی که زنگ میزند و می گوید “برنامه محبوبت شروع شده” و سریع قطع می کند.
خوشم می آید از مسافرانی که در #صندلی عقب #تاکسی یه وری لم نمی دهند.
خوشم می آید از آدم های #خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو می خرند، فردا صبح تن شان می کنند.
احترام میگذارم به غریبه هایی که در #آسانسور را باز نگه می دارند تا تو برسی.
خوشم می آید از آدم هایی که برای زندگی، خوب
هنرمندند.


رمان دختری در قطار

رمان دختری در قطار

نویسنده: پائولا هاوکینز

ناشر: نشر میلکان

تاریخ انتشار: ۱۳۹۴

مترجم: محبوبه موسوی

تعداد صفحات: ۳۲۰

قیمت: ۲۰٫۰۰۰ تومان

آلفرد هیچکاک شاید همه چیز را در مورد خطاهای ممکن در حدس و گمان هایمان در مورد آنچه از پنجره ای می بینیم گفته باشد. پائولا هاوکینز روزنامه نگار لندنی در اولین رمان پرفروش و مهیجش ، با عنوان دختری در قطار با به کارگیری محدودیت هایی که قاب پنجره ایجاد می کند، نقاطی تاریک و مبهم را خلق کرده است.

راشل قهرمان داستان هر روز با قطار مسیری را رفت و آمد می کند، از پنجره قطار به بیرون نگاه می کند و معمولا با خود یک بطری مشروب دارد. شخصیتی به هم ریخته، آشفته، افسرده است که از کار بیکار شده و هنوز در سوگ پایان زندگی مشترکش به سر می برد.

اعتیاد شدید به مصرف الکل باعث ایجاد اختلال فراموشی حوادث هنگام مستی او شده است، این مساله همزمان می شود با اتفاقات مهمی در داستان در رابطه با گم شدن زنی که بعدا جسدش بیرون از شهر پیدا می شود. وضعیت روحی روانی راشل به عنوان راوی اصلی داستان، به گونه ای است که نمی توان به آنچه روایت می کند به راحتی اعتماد کرد و این مساله به ابهام داستان بیشتر می افزاید.

او به خاطر مستی و مصرف الکل از کار اخراج شده است، با این وجود هنوز هر روز مسیر بین آشبری، شهری جدید در حومه ی لندن را به سوی ایستگاه اوستن با قطار رفت و آمد می کند و این رفت و آمد روزانه با قطار به بخش اصلی زندگی اش تبدیل شده است. البته بیشتر از خود سفر منظره ی خیابانی که در مسیر هر روزش است است که برایش اهمیت دارد.

زمانی راشل با همسرش تام در این خیابان سکونت داشتند، و حال تام با همسرش جدیدش آنا و دخترشان در آنجا زندگی می کنند. نگاه کردن به خانه ای که قبلا خودش در آن زندگی می کرده است برایش زجرآور است. راشل برای تسکین این درد به تماشا و تصور زندگی زوجی ناشناس می پردازد که چند خانه آن طرف تر از خانه ی تام هستند.

با آنچه هر روز از از دور از زندگی آن ها می بیند به تصور کردن زندگی این زوج می پردازد و برای آن ها اسم انتخاب می کند، جیسن و جس، و شغل های پر زرق و برق (پزشک همراه جهانگردان برای جیسن، و شغلی در صنعت پوشاک برای جس) و زندگی پر از عشق و فداکاری را در ذهنش برای آن ها تصور می کند.


رمان پیرزنی که تمام قوانین را زیر پا گذاشت

رمان پیرزنی که تمام قوانین را زیر پا گذاشت

نویسنده: اینگل مان سوندبرگ

ناشر: نشر آموت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵

مترجم: کیهان بهمنی

تعداد صفحات: ۴۸۰

قیمت: ۳۳٫۰۰۰ تومان

در این رمان داستان «مارتا اندرسون» پیرزن هفتاد و نه ساله‌ای روایت شده که رویای فرار از آسایشگاه و سرقت از بانک را در سر می‌پروراند. پیرزن که به هیچ وجه قصد ندارد باقی عمر خود را بر روی یک صندلی راحتی در گوشه‌ای از آسایشگاه بگذراند، تصمیم می‌گیرد به جای این کار، زندگی پرهیجانی را برای خود بسازد.

بدین ترتیب او به همراه چهار دوست قدیمی خود دست به کار می‌شود. اعضای این گروه پنج نفره که به باند بازنشسته‌ها معروف است، در ابتدا در برابر قوانین سخت‌گیرانه‌ آسایشگاه شورش می‌کنند.

اعتراض اولیه‌ گروه به ساعت خواب و غذایی است که در ظروف پلاستیکی به آن‌ها داده می‌شود. با بالا رفتن جرأت گروه، اعضای باند تصمیم می‌گیرند با نقشه‌ای دقیق ابتدا از آسایشگاه فرار کنند و در مکانی بهتر در استکهلم ساکن شوند.

قدم بعدی اعضای گروه نیز این است که وارد جرگه‌ی تبهکاران حرفه‌ای شوند. ترجمه و انتشار از نشر آموت

 

 


رمان پشت سرت را نگاه کن

رمان پشت سرت را نگاه کن

نویسنده: سی بل هاگ

ناشر: نشر آموت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵

مترجم: آرتمیس مسعودی

تعداد صفحات: ۳۹۰

قیمت: ۳۳٫۰۰۰ تومان

وقتی کلو بنسون از خواب بیدار میشود،متوجه میشود که ربوده شده و در یک دخمه زیرزمینی زندانی است اما اصلا به یاد نمی آورد که چطور به آنجا آمده است.او از آنجا میگریزد اما کسی داستانش را باور نمیکند.به همسرش مظنون و ناچار میشود برای کشف واقعیت و برای زنده ماندن،رد پای خود را دنبال میکند.اما چه کسی کلو را تعقیب میکند؟

قسمتی از متن رمان پشت سرت را نگاه کن:

هیچ وقت مادرمو کتک نزد اما وقتی کلمات می تونن مثل چاقوی جراحی،درون انسان رو بشکافن،چه نیازی به مشت زدن هست؟
وقت،چیزی است که من بعد از این زیاد خواهم داشت.وقت فکر کردن و مرور دوباره و دوباره وقایع در ذهنم،وقت برای پرسیدن این سوال که می توانستم طور دیگری عمل کنم یا نه،وقت برای کابوس دیدن در تاریکی شب.اما وقت برای التیام یافتن هم خواهم داشت و بالاخره وقت برای دوباره عاشق شدن،وقت برای دوباره بچه دار شدن،وقت برای شاد بودن.من زنده هستم و این یک اغاز است.
.
واقعا نمیدونم چی باید بگم.کتابی که از همون اول جذبم کرد.کتابی که روز اول تقریبا نیمی از کتاب و بدون وقفه خوندم می دونم حرفام داره خیلی طولانی میشه ولی کتابی بود که واقعا با ثانیه ثانیه اش زندگی کردم.هیچ وقت حس نکردم که اتفاقا ناشی از توهم داروهای کلوعه.به عنوان خواننده به همه مشکوک می شدم حتی جوردن بدبختبه راحتی می تونستم کلو رو تصور کنم که از اون پناهگاه زمینی فرار می کنه و خیلی چیزای دیگه.
خیلی خیلی ممنونم از نشر آموت برای انتخاب کتاباشون.برای این که پیش نیومده کتابی از نشرشون بخونم و خوشم نیومده باشه.
همینطور خیلی ممنون از خانوم ارتمیس مسعودی.ترجمه انقد راحت خوان بود که حس می کردم دارم داستانی که فارسی نوشته شده می خونم نه یه کتابی که ترجمه شده!!
جالبی عه این کتاب این بود که ۳نفر همزمان با من شروع کردن به خوندنش
این کتاب و به همه پیشنهاد می کنم کتابی نیست که بشه فراموشش کرد یا راحت ازش گذشت


رمان وقتی خاطرات دروغ میگویند

 

نویسنده: سی بل هاگ

ناشر: نشر آموت

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵

مترجم: آرتمیس مسعودی

تعداد صفحات: ۳۹۰

قیمت: ۲۲٫۵۰۰ تومان

سی‌بل هاگ» خالق آثار متعدد و پر فروشی است که به زبان‌های بین‌المللی و زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. آثار این نویسنده، بخصوص در کشورهای انگلیس، استرالیا و آلمان با استقبال چشمگیری روبرو شده و همواره در صدر رمان‌های منتخب مخاطبان و منتقدان جای داشته است.

او هم‌چنین بارها برنده‌ی جوایز مختلف ادبی برای نویسندگی در ژانرهای مختلف داستانی شده است

قسمتی از متن رمان وقتی خاطرات دروغ میگویند:
اَنا به آشپزخانه می‌آید و جزوه‌هایش را روی میز می‌اندازد. «مامان، تو تازگی چه دروغ‌هایی گفتی؟» وسط خرد کردن فلفل روی تخته گوشت، یک دفعه وحشت‌زده می‌چرخم. قلبم به شدت می‌زند.
اون چی می‌دونه؟ مطمئنا نمی‌تونه واقعیت رو فهمیده باشه. «مامان، دستت رو بریدی!» به انگشتم اشاره می‌کند.
پایین را نگاه می‌کنم. «وای.» شیر آب سرد را باز می‌کنم و انگشتم را زیر آب می‌گیرم. بریدگی‌اش عمیق نیست. «منظورت چیه؟» آب دهانم را قورت می‌دهم و لب‌هایم را با زبانم تر می‌کنم. می‌دانم که صدایم می‌لرزد. «از چه دروغ‌هایی حرف می‌زنی؟» نفس سریعی می‌کشم و خودم را برای بدترین اتفاق ممکن آماده می‌کنم. «برای تکلیف درس دینی و اخلاق می‌خوام.» پشت میز آشپزخانه می‌نشیند، از روی دسته جزوه‌هایش، دفترچه یادداشتی برمی‌دارد و با خودکار رویش ضربه می‌زند.
آسودگی خیال، ناگهانی و عمیق مرا دربرمی‌گیرد، مانند هجوم یک‌باره هوای خنک روی پوست آدم. خدا رو شکر. حتی قادرم خنده کوچکی بکنم، البته خودم هم نمی‌دانم چه‌طور این امکان را پیدا کرده‌ام.
در حالی که سعی می‌کنم صدایم بی‌تفاوت به نظر برسد، می‌گویم: «خب، همه ما دروغ می‌گیم. مگه نه؟» همان طور که لبش را می‌جود، لحظه‌ای به سوالم فکر می‌کند. «حتی آدم‌های مذهبی؟» «سی‌بل هاگ» خالق آثار متعدد و پر فروشی است که به زبان‌های بین‌المللی و زنده‌ی دنیا ترجمه شده است. آثار این نویسنده، بخصوص در کشورهای انگلیس، استرالیا و آلمان با استقبال چشمگیری روبرو شده و همیشه در صدر رمان‌های منتخب مخاطبان و منتقدان جای داشته است. او هم‌چنین بارها برنده‌ی جوایز مختلف ادبی برای نویسندگی در ژانرهای مختلف داستانی شده است. «آرتمیس مسعودی» متولد ۱۳۵۳ تهران، دانش آموخته‌ی زبان انگلیسی و کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی است که تا کنون ترجمه کتاب‌های «پروژه شادی»، «جنوب دریاچه سوپریور»، «اولین تماس تلفنی از بهشت»، «آیا شما هم به استرس اعتیاد دارید؟»، «شادی را به فرزند خود هدیه کنید»و «پشت سرت را نگاه کن» نیز از این مترجم در نشر آموت منتشر شده است.


دانلود رمان خارجی

معرفی رمان خارجی

بهترین رمان خارجی

پر فروش ترین رمان خارجی

[ad_2]

لینک منبع