دانلود رمان عشق بچه بازی نیست

[ad_1]

دانلود رمان عشق بچه بازی نیست

دانلود رمان عشق بچه بازی نیست

دانلود رمان عشق بچه بازی نیست

نام رمان : عشق بچه بازی نیست

نویسنده : پرواس

خلاصه
ای عشق!چرا بی صدا وارد قلبم شدی؟چرا از قلبم اجازه نگرفتی؟چرا عاشق کسی شدی که…چرا کاری کردی که من بهش نرسم؟میخواستی امتحانم کنی؟بس نیست؟چقدر گریه کنم؟چقدر خواهش کنم؟ازت خواهش میکنم!تمومش کن!نمی خوام!عشق!برو از قلبم…جایی واسه ی تو نمونده!میبینی قلبم جایی نداره…قلبم شکسته…ازت خواهش میکنم برو

مقدمه
عشق اگه جوانه بزنه توی قلب آدم دیگه ریشه کن نمیشه.حتی اگه بهش نور و آب هم نرسه بازم رشد می کنه فک کنم باید اسمشو گذاشت درخت جاودان.آره درخت!درختی که شاخه هاشو وسعت می ده تا بلند بشند و سرتا سر وجود آدم رو بگیرند.در آخر حنجره ی آدمو میگیره.بغض میگیره.نه می تونه به کسی حرفی بزنه نه میتونه نزنه!آره عشق این جوریاس!عشق بچه بازی نیست

***

قسمتی از متن :

_روشن شو!! تروخدا روشن شو!!!به دانشگاه نمی رسیم روشن شو!!!
_پری بی خیال شو بیا با تاکسی بریم دیر می شه آ!
_نه الان روشن می شه در ضمن این صد بار پریا نه پری!
_بی خیال پری من زنگ می زنم به آژانس.
_نه بفرما لگن ما هم روشن شد بپر بالا.
کلا ماشین خوبیه فقط بلده سرعتی بره ولی هر صبح باید نیم ساعت قربون صدقه بهش تجویز بشه ماشین ما اا دیگه کاریش نمی شه کرد.
تا محوطه ی دانشگاه آرزو پشت سر هم حرف زد.خدا را شکر که رسیدم وگرنه گوش بنده ازش دیگه دود بلند می شد.ماشینو پارک کردمو با آرزو تا سر کلاس فقط دویدیم.از شانس خوب ما هنوز استاد نرسیده بود.

تعداد صفحات: ۱۴۷ صفحه پی دی اف؛ ۵۵۵ صفحه پرنیان

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ : رمان عشق بچه بازی نیست | پرواس کاربر انجمن نودهشتیا

 

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان حس مات

[ad_1]

 دانلود رمان حس مات

دانلود رمان حس مات

اتفاق ها افتاده بود. آتیش ها سوزونده شده بود و همه چیز ظاهرا خاکستر شده بود. تا این که دبیر فیزیک با تجربه ی شهر ماه دوم سال تحصیلی فوت کرد و کلاس هاش بین دبیرهای دیگه تقسیم شد. دبیرهای با سابقه تر کلاس های مهم تر مثل پیش دانشگاهی و سال سوم رو برداشتن و کلاس های اول و دوم خودشون و اول و دوم دبیر فوت شده بین یکی دو دبیر جوان تر تقسیم شد. دختر قصه ی ما هم که با پارتی به زور تو آموزش و پرورش جا داده شده بود بهش پنج تا کلاس رسید. یکی توی مدرسه دولتی و چهار تا توی مدرسه غیر انتفاعی!
و یکی از کلاس هاش، کلاس صد و یک بود! و آتش زیر خاکستر درست با ورود اون به کلاس شروع به عرض اندام کرد!…پایان خوش

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان گمشده ای در عشق

[ad_1]

 دانلود رمان گمشده ای در عشق

دانلود رمان گمشده ای در عشق

گاهی سرنوشت راهی پیش روت میذاره که قدم نذاشتن توش تقریبا غیر ممکنه داستان ما هم همینه پسر عمه ی شخصیت داستانمون مجبورش میکنه پا بذاره تو مطب یه روانشناس نه برای درمان برای کار شراره ی داستان ما هم قبول میکنه برای وقت گذرونی خواسته ی پسر عمه اش رو قبول میکنه و با دکتر زمانی اشنا میشه اما با رسیدن برادر دکتر مسیر سرنوشت شراره عوض میشه…….

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان شراكت تحمیلی

[ad_1]

دانلود رمان شراكت تحمیلی

دانلود رمان شراكت تحمیلی

دانلود رمان شراكت تحمیلی

نام رمان : شراکت تحمیلی

نویسنده : مطهره ۷۶

خلاصه:
اذین دختریه که تو ۱۴سالگی مادرشو از دست میده.واز اون به بعد به پدرش خیلی وابسته میشه.تا اینکه تو ۲۱سالگیش اتفاقاتی براش میوفته که……………
مهرسام پسریه که با مامانش زندگی میکنه.تو داستان ۲۷ سال بیشتر نداره…………….

این دوتا شخص داستان های مابراثر یه اتفاقاتی باهم مجبور به یه شراکت میشن.اونم فقط به خاطر مادر وپدرشون.این شراکت یه شراکت تحمیلیه

قسمت دانلود

با پیوستن به کانال یک رمان از اخرین اخبار رمان ها مطلع شوید

https://telegram.me/yek_roman

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان بگو که رویا نیست

[ad_1]

 دانلود رمان بگو که رویا نیست

دانلود رمان بگو که رویا نیست

خلاصه رمان :
فروزنده دختر جواني است که سال آخر دبيرستان است ، تابحال دوست پسري نداشته و کمي برايش ارتباط برقرار کردن با جنس مخالف سخت است ، با اينحال به طور اتفاقي با برادر دوستش، ژوبين آشنا مي شود و اين دوستي تاثير زيادي روش ميذاره روزها مي گذرد و ارتباط فروزنده و ژوبين بيشتر مي شود و فروزنده به ژوبين دل مي بندد ، او روز تولد ژوبين را از طريق ناژين متوجه مي شود و سعي مي کند روز تولد او را غافلگير کند ولي آن روز ژوبين را همراه دختر ديگري مي بيند و دلش مي شکند…پایان خوش

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان ملکه ی عذاب

[ad_1]

دانلود رمان ملکه ی عذاب

 دانلود رمان ملکه ی عذاب

دانلود رمان ملکه ی عذاب

نام رمان : ملکه ی عذاب

نویسنده : الناز حاجیان
خلاصه:

این ملکه ازاون ملکه بدای تو کارتونا و فیلما که خندهای شیطانی میکنند و باعث عذاب آدم خوباست نیست این ملکه خانوم ما با وجود ملکه بودنش دنیا باهاش سر ناسازگاری داشت.
یه دخترکه مادرشو،پدرشو و نامزدشو از دست داده و حالاداره برمیگرده شهرش تا رو پاهای خودش بایسته باآدمای جدیدی آشنا میشه که خوشی رو دوباره بهش برمیگردونن وارد خانواده ی دوست پدرش میشه،خانواده ای از جنس محبت البته به غیر از پسر خانواده که ازاین دختر بی دلیل نفرت داره و…پایان خوش

مقدمه:

در تلاطمی از دریایی سبز

زالوها بر من چیره شدند

درجنگی نابرابرستیزه رخ داد

مغلوب شدم وبه زانو درآمدم

فریادم درگلو خشک شد

سایه ات درچشمانم محوشد

شکست خورده درپی ات آمدم

به حرف آمدم

اماصدایی نیامد

رد پایت رادنبال کردم

چادری سیه دردست باد یافتم

در پی ات دویدم اما هرچه دویدم

به تو نرسیدم

به حرف آمدم

صدایی خسته مدام میگفت

توملکه ی عشق منو مایـهِ عذاب منی

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان ملکه ی عذاب | النازحاجیان کاربر انجمن

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان درباره ی گذشته ام نپرس

[ad_1]

دانلود رمان درباره ی گذشته ام نپرس

 دانلود رمان درباره ی گذشته ام نپرس

دانلود رمان درباره ی گذشته ام نپرس

نام رمان : درباره ی گذشته ام نپرس

نویسنده : Ki Mi Ya.sh

خلاصه:
ﻫــمـﻴــﺸــﻪ ﺍﻳـــﻨـﺠــﻮﺭﯾــﻪ …
ﺗــﺎ ﻣــیـــﺎﯼ ﻋـــﺎﺩﺕ ﮐـــﻨــﯽ ﺑــﻪ ﺍﯾــﻨـﮑــﻪ ﺗــﻨـﻬـــﺎﯾــﯽ؛
مــیـــای ﺍﺯ ﺯﻧــﺪﮔـــﯽ ﻟـــﺬﺕ ﺑــﺒـــﺮﯼ ﺑــﺪﻭﻥ ﻫـﯿـــﭻ ﺁﺷــﻔـﺘـﮕــﯽ ﻭ ﺩﻟــﺘـﻨـــﮕــﯽ …ﯾـﮑــﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻣــﯿــﺮﺳـــﻪ…
ﯾــﻪ ﻣــﻬـﺮﺑـــﻮﻥ… ﺍﻭﻟـــﺶ ﺧــﯿـﻠــﯽ ﺳـــﺎﺩﻩ ﻣـﯿـــﮕــﯿـﺮﯼ ﻣــﯿـﮕــﯽ ﺍﯾــﻨـﻢ ﯾــﮑـــﯽ ﻣــﺜـــﻞ ﺑــﻘـﯿــﻪَ ست… ﺍﻣـــﺎ ﺑــﻌـــﺪ ﺍﺯ ﭼــﻨـــﺪ ﻭﻗـــﺖ ﻣـﯿــﺒـﯿﻨــﯽ ﺭﻭﺯﻫــﺎﺗـــﻮ ﭼــﻘــﺪﺭ ﻗــﺸـــﻨــﮓ ﮐــــﺮﺩﻩ… ﭼــﻘــﺪﺭ ﺻــﺒح هــا ﺑـــﺎ ﺍﻧــــﺮﮊﯼ ﺍﺯ ﺧــﻮﺍﺏ ﭘـــا مــیــشـــﯽ… ﭼـــﻘــﺪﺭ ﺷــﺒﻬـــﺎ ﺑـــﺎ ﺷــﺐ ﺑـــﺨـﯿــﺮﺵ ﺁﺭﻭﻡ ﻣــﯿـﺨــﻮﺍﺑـــﯽ… ﭼــﻘـــﺪﺭ ﺳــﺮﺣـﺎﻟــﯽ…
ﭼـــﻘــﺪﺭ ﺍﺯ ﺗــﻪ ﺩﻝ ﻣــﯿــﺨــﻨـــﺪﯼ ﻭ ﺷــــــﺎﺩﯼ… ﭼــﻘـــﺪﺭ ﺧــﻮﺑـــﻪ ﮐـــﻪ ﯾــﮑـﯽ ﺍﯾـــﻨـﻘــﺪﺭ ﺩﻭﺳِــــﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺗــــﻮ ﻫــــﻢ ﺩﻭﺳِــــﺶ ﺩﺍﺭﯼ…
امـــــــــــــــــــــا.. . زنــدگـــی هـمــیـشــــه اونــطـــور کــــه تــــو فــکــــر مــیـکــنـــی پـیـــش نــمـیـــــره…!…

جلد اول

 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ : رمان درباره ی گذشته ام نپرس | Ki Mi Ya ● $h کاربر انجمن

[ad_2]

لینک منبع

دانلود رمان عشق در نمیزنه

[ad_1]

دانلود رمان عشق در نمیزنه

دانلود رمان عشق در نمیزنه

دانلود رمان عشق در نمیزنه

نام رمان : عشق در نمیزنه

نویسنده : فاطمه زره پوش

خلاصه داستان:
داستان درمورد دختری به اسم رهاست که همیشه غرور توی زندگیش حرف اول رو میزنه و همیشه دربرابر پسرا کوه غرور بوده ودر این داستان با پسری از جنس خودش ،یعنی مغرور ومتنفر از جنس مخالف خودش برخورد میکنه این برخورد بر اثر یه تصادف به وجود میاد وباعث میشه این دوتاسر راه هم قرار بگیرن وباهم همکار بشن واز همین جاست که………..پایان خوش

مقدمه
عشق یعنی عین شین قاف یعنی علاقه شدید قلبی به یک فرد . اما این فرد برای هر کس فرق میکنه این فرد میتونه خیلی چیزهارو برای فرد عاشق بیاره اما عشق در نمیزنه بی هیچ اجازه وآروم آروم وطوری وارد قلبت میشه وتوی عمق قلبت ریشه میکنه که نمیفهمی چی شد؟ چه جوری شد ؟و وقتی به خودت میای که ……

قسمتی از داستان

ساعت هفت و ربع بود ، با صدای زنگ ویولون گوشیم که آهنگ cristalyzلیندزی استیرلینگ بود ، ازخواب بیدارشدم . همیشه عاشق این آهنگ بودما ، اصلا ازوقتی کلیپ این آهنگ رو دیدم عاشق ویولون شدم وهمین باعث شد برم ویولون یاد بگیرم ، ولی از وقتی این آهنگ رو به عنوان زنگ صبح برای دانشگاهم رو گوشیم گذاشته بودم ، دیگه داشتم از این آهنگ متنفر میشدم . بعد از این که کلی گوشیم توسر خودش زد تا بیدارم کنه ! بالاخره بلند شدم و خاموشش کردم و رفتم طرف دشوری .

دو تا چشام از زورخستگی بسته بودم ، منتها هرچند لحظه یه بار یکی ازچشام روباز میکردم محض اینکه احیانا نرم توی دیوار!!! همونجوری رفتم توی دشوری ، بادیدن قیافه خودم توی آینه وحشت کردم موهای ژولیده ، چشمای پف کرده صورت رنگ پریده که بیش ازحد به سفیدی میزد ، شبیه روح شده بودم با خودم گفتم:
_ بیچاره شوهرم سکته میکنه منو اینجوری ببینه!!
بعد دوباره همون افکار به قول حنانه هم دانشگاهیم فِمِنیستیم (یعنی ضد پسریاجنس مخالف) اومد سراغمو گفتم:
_ برو بابا گوربابای هرچی پسره اصلا حالا کی خواست شوورکنه!!
 

قسمت دانلود

 

منبع تایپ: رمان عشق در نمیزنه | فاطمه زره پوش کاربر انجمن

[ad_2]

لینک منبع